موفق بن احمد خوارزمی در کتاب مقتل الحسین (ع) روایت کرده که امام

حسن (ع) گوسفندی داشت که بدان علاقه داشت، روزی مشاهده کرد که پای آن
گوسفند شکسته شده، به غلامش فرمود : چه کسی پای این گوسفند را
شکسته؟
پاسخ داد: من!
فرمود: چرا؟
گفت: می خواستم تا شما را غمگین کنم!
امام (ع) فرمود: اما من تو را خوشحال خواهم کرد، و تو در راه خدا
آزادی! و در روایت دیگری است که فرمود:«لا غمن من امرک بغمی»(من نیز غمگین می کنم آن کسی راکه به تو دستور داده تا مرا غمگین کنی
یعنی شیطان)و به دنبال آن او را آزاد کرد.